کاش یه نفر بود میومد دست من و میگرفت و میبرد بیرون ازین صحنه

میبردم خونش میبردم سفر میبردم بهم یه زندگی آروم و پر آرامش هدیه میداد یه نفر که میموند اونقدر که شاخه گل رز سفید بذاره روی سنگ قبرم

از همه ادمایی که من وبه بازی گرفتن من و مثل یه تیکه اشغال به بازی گرفتن و پرت کردن کنار

از همشون متنفرم و میگذرم

من هنوز همون دختریم که صبح شب کار میکرد و شبا بیهوش میشد از خستگی

من همونم که تحسین میشد

پر رویا

پر هدف

تو مردابی که ابش راکد بود من دریا میدیدم

من پر برنامه بودم

من و مریض کردی

من

خودم و جمع کردم

هنوز کسی نفهمیده

من

دوباره

دوباره

دوباره خودم و جمع میکنم و ایندفعه به هدفام میرسم