منم مجبورم ادامه بدم و در کنارش شوق و ذوق بچگونم و سرکوب کنم که ببین کلی کارای مهم داریم که اول باید به اونا برسیم بعد تو ولی من نمیتونم توزندگیم دل بکنم و رها کنم پس همون بچه الان داره کارای مهم و انجام میده و یه زندگی و جمع میکنه و از پس خودش بر میاد در نتیجه اینجا پره از کله شق بازی و سربه هوا بودن فقط میدونم اون بچه بزرگ نمیشه چون کودک درون منه ولی یاد میگیره