امروز صبح رفتم سر مزار

چقدر ادم جدید اضافه شده بود انگار کلی تغییر کرده بود

رفتم دلم و سبک کنم

خیلی دلتنگ بودم و از سمتی میخواستم ببینم که اخر همه همینجاست

اونجا فقط ادمای پیر نبودن

از من کوچیک ترم بودن

جدا به چی دلخوش کردن که به بقیه بدی میکنن و میگن هدف داریم و به خاطرش همه چی و زیر پا میذارن

دلم آروم گرفت

دل تنگی امونم و بریده بود خودم و میزدم به اون راه